فرشته کوچولوی منفرشته کوچولوی من، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

یه انتظار شیرین دیگه

پایان 3 ماهگی

جوجه ی مامان 1 ماه دیگه بزرگتر شدی دل دردات خدا رو شکر کمتر شده کمتر اذیت میشی  عزیز مامان دوست داری بیشتر تو بغل باشی و همش باهات بازی کنم منم حسابی باهات  بازی میکنم دست و پاهای کوچولوتو ورزش میدم و تو ام حسابی کیف میکنی و میخندی الان دیگه خیلی خوردنی شدی   انقدر دوست دارم که فقط میخوام لپاتو                                                                                           &nb...
28 آذر 1392

اولین سفر گل پسری

16 آذر اولین سفر 3 نفرمون به مشهد بود که ساعت 11:30 پرواز داشتیم یه خورده نگرانت بودیم که یه وقت اذیت نشی تو هواپیما موقع بلند شدن هواپیما با بابایی گوشاتو گرفتیم و یهت شیر دادم  شیرتو که خوردی خوابیدی  وقتی رسیدیم یه چندساعتی استراحت کردیم و رفتیم حرم تا  پسر مامان برای اولین بار  زیارت کنه قربونش برم روز اول هوا یه خورده سرد بود که  حسابی پوشوندیمت ولی دو روز بعدش هوا خوب شد و با خیال راحت بیرون میرفتیم  فقط بیرون که میرفتیم با عرض معذرت بهت شیرخشک میدادم چون سخت بود شیر خودم و بدم  در کل سفر خوبی بود جوجه ی مامانم اصلا اذیت نکرد یه خورده نگران بودم که خدا رو شکر همه...
28 آذر 1392

2 ماهگی جوجه ی مامان

الهی مامانی فدای این جوجه ی نازش بشه که روز به روز شیرین و شیرین تر میشه حسابی دلبر شدی مامانی همش دوست داری باهات حرف بزنم توام برای مامانی بخندی توام با صداهایی که از خودت درمیاری یه جورایی با مامان حرف میزنی بعضی وقتا انقد ذوق زده میشی که جیغ میزنی و صداهای عجیبی از خودت درمیاری خلاصه که حسابی با گلپسرم بهم خوش میگذره 18 آبان دو ماهگیت تموم شد جوجه ی مامان توی 32 روزگی ام اولین چکاپی که رفتیم وزنت 4/240 بود دکتر گفت  خیلی خوبه خدا روشکر همه چیزت نرمال و خوب بود بیشتر دوست داری تو بغل مامانی باشی منم وقتی گریه میکنی بغلت میکنم و همش برات شعر میخونم و قربون صدقت میرم بابایی ام که نگو همش برات ضع...
2 آذر 1392

چهل روزگی گل پسرم

جوجوی مامان 28 مهر چهل روزه شدی یه خورده سخت گذشت خیلی وقت کم میاوردم تا تونستم خودم و با شرایط وفق بدم به خاطر همینم وبلاگت و به موقع آپ نکردم چون همه وقتم  با جوجوی نازم میگذره خیلی جیگر شدی عشق مامان گاهی وقتا دل درد میگیری همش گریه میکنی بهت کولیک و هربال میدم اگه اثر نکنه نبات و آبجوش با شیشه کوچولوت میدم که بعد از پستونک عاشق شیشه کوچولوتی چنان با لذت میخوری که آدم هوس میکنه البته اینم بگما عسل مامانی حسابی شکمویی که به گفته ی اطرافیان شکمو بودنت مثل خودمه      ...
1 آذر 1392
1